نامه کروبی به هاشمی،یک تیر و دو نشان

ایده نامه را کرباسچی می دهد سپس متن نامه را منتجبی می نویسد آنگاه کروبی مسئولیتش را میپذیرد و برای مصونیت، نامه خطاب به هاشمی نگاشته می شود و در مرحله آخر رسانه های آزاد آنرا نشر می دهند این سیستمیست که کروبی تاکنون از آن نتیجه گرفته است و زین پس نیز از آن نتیجه خواهد گرفت.این بازی باعث می شود هاشمی به وسط معرکه بیاید یا دست کم اپوزیسیون اعلام کند که هنوز اشخاصی را دارد که در بدنه قدرت جایی دارند و می شود داد سخن به نزد آنان برد. 

زانسو هاشمی به برهوت تردید رها می شود یعنی در عین اینکه کروبی با نامه هایی از این دست حرف خویش را می زند و افشاگری می کند اما از سوی دیگر هاشمی را وادار به صراحت می کند این روزها هاشمی هرچه از دام صراحت فرار می کند در چاره انتخاب و کلام صریح وامی ماند.سکوت هم تاریخ مصرف دارد هاشمی از دو سو در مظان اتهام است رهبری که با خنده ای بر لب هرچه می خواهد نثارش می کند و زین سو شیخی که او را فاقد صراحت لهجه می داند. 

رویکرد این نامه دوگانه است چراکه رسما به بدنه قدرت اعلام می نماید مجلس فرمایشیست و تایید جریانات اخیر از آنروست که گرد مجلس تنها تمجیدگران جمع شده اند و از سوی دیگر از هاشمی می پرسد تو چرا سکوت می کنی؟تو چرا صراحت نداری؟راستی آیت الله تا چه هنگام می تواند از صراحت خود داری کند؟ 

یک بازی کهنه پیش روی هاشمیست بر صراحت لهجه بیفزاید اما همچنان تمجیدگر رهبر باشد از نهادهای خودسر خرده بگیرد خیلی ها را خطاب قرار دهد آنقدر چهره منتقد بگیرد که جای بیشتری در دل مردم باز کند و زانسو چنان با رهبر بازی کلامی کند و تمجیدگر ایشان باشد که رهبر هم در برخورد با هاشمی صراحت ز کف بدهد.ضعف این بازی اینست که اینروزها رهبری خیلی صریح الهجه شده است و نمی شود روی این بازی حساب زیادی کرد. اما راه دیگری هم هست و آن سکوتیست تا انتها، که بازی دایمی هاشمی بوده است اما روزی قدرت بدست بود و این حرکات توجیه پذیر اما امروز کم دارد ز قدرت آنروزش و این حرکت مرهمی نخواهد بود بر این زخم عمیق! 

اما بازی یک روی دیگر هم دارد. کسی چه می داند شاید این خود هاشمی باشد که دستور چنین نامه ای را برای کروبی صادر نموده است تا زین پس برای صراحت دلیلی داشته باشد در هر صورت نکته زیبا و ظریف ماجرا اینجاست که کروبی قصد قربانی کردن هاشمی را ندارد چراکه با حذف هاشمی تمام رهبران در فشار شدید قرار خواهند گرفت اما بعید نیست که این یک رابطه دوطرفه باشد که با توجه به وجود کرباسچی بیشتر بوی رابطه ای عمیق می آید تا قربانی کردن بی دلیل…آیا این نامه ها می تواند هاشمی را صریح الهجه کند؟آیا این نامه ها ما بین کروبی و هاشمی هماهنگ شده است؟ 

بازی زیبایی را شاهد هستیم بازی که هاشمی به محض احساس ترس نتیجه را تغییر می دهد این نامه بیشتر به نظر می آید ناگفته های کلام هاشمی باشد تا شکوایه ی کروبی .بازی که اگر دقت کنیم می بینیم بازهم هاشمی حق دارد سکوت کند چراکه در این نامه بیشتر از اینکه هاشمی دچار چالش شود از زبان دیگری کلامش بیان می شود بخصوص وقتی مطمئن شویم کروبی،هاشمی،خاتمی و موسوی این روزها به اندازه رخت تن از یکدگر جدا هستند…..

15 پاسخ

  1. یه دوستی دارم که می گه ساده لوحانه ترین کار دنیا اینکه فکر کنی می شه رفتار هاشمی رو تحلیل کرد این در نوشته تو هم با شاید هاشمی احتمالا هاشمی دیده می شه که با این جمله موافقی و در عمل هم تحلیل اش نکردی الحق که هاشمی یک سیاستمدار استثنایی در این قحط الرجال ماست نفس های هاشمی هم به نظر من بی برنامه نیست

    • اتفاقا من اون «شاید» رو اگر نمی گذاشتم می ترسیدم دیگران فکر کنند دچار توهم شدم اما من عاشق نقد هاشمی هستم چه درست چه غلط……

      منم و یک رفسنجانی چطور نقدش نکنم؟عاشق این کارم از نون شب برام واجب تر…….

  2. سکوت هاشمی رایگان بدست نیامده که رهبر به راحتی دست از آن بکشد. این سپاه است که روی دست خامنه ای بلند شده.

    واقعیت این است که هاشمی در معامله سهام بلوکی مخابرات از رهبری رو دست خورد و الان احساس خیانت میکند. جان کلام نامه کروبی هم این است که از معامله با خیانتکار دست بردارد و بداند طرف مقابل به عهدش پایبند نیست و اصولا نمیتوان با آن معامله کرد.
    اما با این نظر که این نامه با چراغ سبز هاشمی منتشر شده باشد بعید به نظر نمیرسد. چراکه دلخوری هاشمی از خامنه ای به خاطر پایبند نبودن به قواعد معامله! کاملا در آن مشهود است!

  3. زیاد خوش بینانه است. من از این خوش بینی های اجتماعی رو زمان افشای قتل های زنجیره ای هم یادم میاد. اون موقع هم یک سال همه چشم به رهبری اصلاخات داشتند و بعد دلشون رو خوش کردند که ریشه فتنه سوزونده شده و لزومی به پیگیری بیشتر نیست

  4. rezaye aziz modatha nabudi dar 2 maghaleye akhirat tanaghoze ziyadi didam HASHEMI ghodratmand ya leh shodeh ? HASHEMI faghat 1 rah dare Mardom ya nezam KHELAS !

    • سلام ایراندخت عزیز،دختر ایران من

      در مقاله اول گفتم هاشمی باد پرهیز کند از بازی های صریح سیاسی.البته تا آنجا که امکان دارد و در واقع با عدم حضور خوددر جلسه آخر این کار را هم تا حدودی کرد اما در نزد افکار عمومی مقبول که نشد منفور هم شد چرا که بیانیه یکطرفه به سود نظام بود اما هاشمی واقعا تنها بود!

      در مقاله دوم باز می گویم کروبی این نامه را بدون هماهنگی هاشمی ننوشته و هاشمی بازی های غیرصریح خود را ادامه داده چراکه پیشفرض من این است که هر چهار رهبر جنبش هماهنگ هستند و به نظر من نامه کروبی ناگفته های کلام هاشمی بود

      این دو مقاله دقیقا در ادامه همدیگر بودند یعنی ناخودآگاه اینگونه شد چرا که معتقدم نامه کروبی ناگفته های هاشمی بود………

      اما راه پیشنهادی شما را هاشمی قبول نداره اون به دنبال تغییر قدرت در نظام هست اما نه حذف نظام پس مردم ابزاری برای او هستند برای تغییر قدرت و البته هاشمی هم برای مردم یک ابزار برای تجمع و حمایت های گوناگون…

      ممنونم از نظر و تذکرت با اینحال هر موردی را بگویید توضیح خواهم داد یا به قصد دفاع یا به قصد تسلیم!

  5. واقعا ایده نامه از کرباسچی بوده؟ شما حدس زدین یا اطلاع موثق دارین؟

  6. سلام/می خوام نظرتونو در مورد این مطلب که درسایتی به نام طوفان خبر درج شده بدونم/ ممنون /برکام باشید.
    عنوان مطلب:
    آَشتی ملی در راه هست مردم گول بازی سیاسی رو خوردند
    در گفتگویی با یکی از فعالین سیاسی دولت نشسته بودیم و خبر از آشتی ملی و وحدت بین سران و احزاب را داد . ایشان به نکات ظریفی اشاره کرد که نکاتی مثبت و به جا بود و جای تفکر را دارد .

    ما قسمتی از گفته هایش را منتشر کردیم و صحبتهایش چنین بود که گفت : این حرفهایی را که می زنم نه تحلیلم است و گمانه زنی بلکه واقعیت دارد و مردم خودشان باید قضاوت کنند .

    مردم ما درست است که به ستوه آمده اند از اقتصاد ، بیکاری ، فساد و…. ولی همیشه این جرعت را نداشتند که اتحادی را داشته باشند و کسی بتواند آن را رهبری کند . این اتحاد زمانی رخ داد که میر حسین موسوی در روز 22 خرداد خود را رییس جمهور اعلام کرد و بحث تقلب را به میان کشید . مردم هم منتظر چنین فرصتی بودند که رهبری را برای حرکتشان داشته باشند چه کسی بهتر از افراد خود نظام .

    ولی این برنامه ها تنظیم شده بود و خود شخص رهبر و دیگر سران کشور در جریان بودند چون احساس کرده بودند مردم از وضعیت زندگی کردن در این کشور عاجز شده اند و از طرف دیگر برنامه هسته ای ایران هم در محافل سیاسی بود پس بهترین راه و انحراف افکار عمومی ، پیاده کردن چنین برنامه ای بود که جهان را مشغول چنین سیاستی کند .

    مردم بعد از اعلام نتایج که به خیابانها ریختند و شعارهای آزادی خواهانه خود را سر می دادند بدون درگیری بود ولی بعد دولت تصمیم به سرکوب گرفت که همه دنیا را نسبت به این مسئله متمرکز کند تا بتواند به اهداف هسته ای و تروریسم بپردازد .

    از سوی دیگر ملاقاتهای محرمانه توسط افراد واسط بین سران به اصلاح معترض با دولت و رهبر کشور بود که دستور العمل کار را بگیرند . بعد از بازداشتها و سرکوب رعب و ترسی بین معترضان افتاد که نسبت به اعتراضات اولیه کمتر شدند .

    مسئله ای که آقایان کروبی و موسوی و رضایی اعلام کرده بودند بعد از اعلام نتیجه شورای نگهبان بی پاسخ ماند که اگر تخلفی شده و مدعیانی مثل آقایان کروبی و موسوی و رضایی مطرح کرده اند چرا اسنادشان را منتشر نمی کنند ؟ و همه مردم در جریان هستند که تا سندی نباشد نمی شود جرمی را ثابت کرد . آقای رضایی کشش نیاورد و از قائده بازی بیرون رفت .

    مسئله دوم مطرح شدن اسامی بازداشت شدگان و وضعیت آنها ، در صورتی که مسئله اول بی پاسخ ماند . دادن اسامی مختلف و بازگویی اعترافات که پرده دوم نمایش دولت بود . چیزی که می شود با مناظره ها مقایسه کرد . مناظره ها از اول تا آخرش بحث دزدی بود و در دادگاه از اول تا آخرش بحث اتهامات بر علیه یکدیگر که قصد بر اندازی نظام را داشتند .

    در این میان بیانه ها شروع شد از آقای کروبی گرفته تا آقایان موسوی و احزاب مختلف کشور . که در این بیانیه ها هم چیزی معلوم نبود و هیچ نتیجه ای هم نداد جز کاغذ سیاه کردن و تحریک احساسات مردم .

    مسئله سوم مطرح کردن تجاوز به زندانیان از سوی آقای کروبی در صورتی که مسئله دوم بی پاسخ مانده بود رفتن به صورت مسئله دیگر . انتشار نامه آقای کروبی که آقای رفسنجانی جواب نداده بود که آقای کروبی نامه را منتشر کند و باز مردم را به خیابانها بفرستند . دولت و سران احزابها به این نتیجه رسیده بودند که با هر حرکتی مردم به خیابانها می آیند و امید دارند که راه آزادی بنا می شود و نیاز به گفتن نیست که بخواهند از مردم دعوت بشود .

    رهبر کشور که بارها اعلام می کرد این برنامه طراحی شده است فقط قابل درک برای اطرافیان خودشان بود چرا که می دانستند برنامه از سوی خود دولت تنظیم شده و با این صراحت و اطمینان کامل حرفشان را می زدند . چون اگر بخواهند آقایانی مثل کروبی و خاتمی و موسوی را بگیرند و جو آرام شود باز سازمان ملل و افکار عمومی برنامه های هسته ای و حقوق بشر ایران را مطرح می کند و از این بابت به مردم می گفتند که ناراحت هستند و آبروی نظام رفته ولی در پشت پرده به ریش مردم می خندیدند.

    اکنون همه آنها به این نتیجه رسیدند که باید مسئله را جمع و جور کنند و کسانی از بزرگان کشور را میانجیگر کنند که یک آشتی ملی به راه بی اندازند چون زمانی می رسد که نمی شود مردم را کنترل کرد و اگر نظام ساقط شود دیگر جایی برای هیچکدام آنها نیست . نه آقایانی مثل کروبی ، موسوی ، رفسنجانی ، خاتمی و ….

    با این وجود مردم گول بازی سیاسی را خوردند و اکنون دو نیروگاه مخفی هم فاش شد و اکنون دیگر نیاز به سرگرم کردن مردم و بازی کردن با افکار عمومی نیست .

    نوشته شده توسط در پنجشنبه نهم مهر 1388 ساعت 1:10 | لینک ثابت | نظر بدهید

    سایت طوفان خبر

    • سلام مرجان

      این گفته ها به هفت دلیل دروغ است

      اول-حکومت به صرف اینکه تمرکز دنیا را به انرژی هسته ای دور کند نمی تواند مشروعیت خود را زیر سوال ببرد چون واقعا این جنبش مشروعیت مردمی حکومت را از بین برد و غیر از این در درون جریانهای حامی نظام هم شکاف عمیقی به وجود آمده.یعنی گزینه ای را از دست بده تا گزینه بهتری بدست آوری در صورتی که این امکان هست که حکومت پیش از رسیدن به هسته ای خود معزول گردد

      دوم-حکومت چون نمی خواست به خواست مدنی مردم تن بدهد مجبور به سرکوب شد یعنی سرکوب را انجام داد برای پایان دادن به حضور مردم اما اشتباه کرد چون راهش سرکوب نبود اما اگر می خواست این مردم را راضی کند طور دیگری مشروعیتش از بین می رفت چگونه؟اعلام تقلب در انتخابات که از بین این دو راه سرکوب را انتخاب کرد.مشکل این بود که بازی بد شروع شده بود شروع بد یعنی ادامه بد….

      سوم- این حقیقت است که کروبی و موسوی برای اعلام تقلب سند کم دارند چون در بالا تقلب شکل گرفت نه در پای صندوق رای و غیر از آن دلایل غیر مستند مثل روانشناسی افراد مثل رشد نسبت آمارها به صورت موازی مثل اینکه کاندیدا در شهر خود همه مغلوب شدند و…. با شهود و عقل سلیم می شد تقلب را اثبات کرد نه با مستندات که البته بود اما خیلی کم….

      چهارم-غرب نفوذی بیشتر از آنچه به ذهن می آید در مورد مسائل هسته ای ایران دارد و ایران به این سادگی ها نمی تواند غرب را دور بزند مخصوصا در دوران حضور اوباما!

      پنجم-فاش شدن این دونیروگاه مربوط به این دو ماه نیست حتی اگر غرب پیش از اینها نمی دانست این سه ماه تاخیر نمی توانسته آنان را به سلاح برساند

      ششم-احتیاجی نبود رهبر بگوید طراحی شده است و همه فکر کنند این یک بازیست چرا که موسوی صریحا گفت این بازی را اگر ادامه بدهید به سقوط می رسید

      هفتم-کسی که چنین تحلیل دقیقی می کند یا با سران ارتباط دارد چرا دو غلط املایی واضح دارد؟

      نتیجه:این مقاله می خواست بگوید حکومت به بهانه انرژی هسته ای و چند بهانه دیگر این حرکات را به صورت منظم به وجود آورد و این حوادث برای جلب توجه ذهن غرب به این سمت بوده است تا آنهادنبال دستاورد هستهای باشند ولی بعضی از مواردش خیلی قشنگ وخوب بود.با اینکه دلایل نویسنده کافی نبود یک سوال خوب در ذهن ما به وجود آورد آیا برهم زدن تمرکز سه ماه دنیا به سمت مردم می تواست ذهن غرب را منحرف کند تا دستاورد هسته ای ایران تکمیل گردد؟احتمالا پاسخ خیر است. اما نمی شود شاید را نیز در نظر نگرفت اما نه با دلایل نویسنده این مقاله……ولی جالب بود!!

      مرجان بانو امیدوارم این جواب کافی بوده باشد

  7. سلام/بسیار ممنون از لطفتون/مثل همیشه عالی بود/برکام باشید.

  8. جالب بود ومتفاوت.بعد از چند ماه عذاب چسبید.

    • نوشته بی ارزش و کم بهای من پای از جان گذشتگی و انسانیت تو هیچ ارزشی ندارد.

      کجای کاری پسر حضور توست که می چسبد نه خطوط بی مفهومی که چشمان تو به آنان شکل می دهد.

      اما نمی توانم کتمان کنم که چه حس خوبی دارد وقتی آزادی خواهی از این نوشتار راضی باشد پیشکشت خط به خط نوشتارم و حضورت دلیل شادی ام….

      ایمان جان بوی نسیم آزادی خانه ام را پر کرد… حضورت نور چشم …حضورت گرمی خانه …حضورت فانوس شباهنگام….

  9. این آتیش پاره کار خودشو کرد؟این خواهر کوچک ما از زیادی علاقه همه را دچار کج فهمی کرد…شما جدی نگیرید
    اما بی تعارف شاد شدم.بی نهایت.دیشب تمام آرشیو را خوندم و از همدردی هم وطنانم احساس غرور کردم.ببخش آقا رضا که من به زیبایی تو نمیتونم بنویسم و آسمان و ریسمان کردن اون آتیش رو هم بلد نیستم .خلاصه ممنون .

    • فقط در یک صورت می توان دچار کج فهمی شد و آن اینست که ارزش حضور تو را نفهمید!

      ایمان جان، نوشته ام، زمزمه کرده ام و فریاد زده ام که قهرمانی از آن شماست که مدال لایق شماست که امید لایق شماست.ارزش حضور و سلامتی شما به از هزار قلم زیبا……..

      خواهر عزیزت با آن قلم شیرینش و خود دوست داشتنی ات در پناه اهورای ایران زمین …….

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.