همان شبی که علی لاریجانی با مطهری پسر و باهنر زیرک و توکلی شاکی پای یک میز گرد آمده بودند تا طرحی برای پیروزی بر احمدی نژاد کشند خوب می دانستند باید طرحی ریزند که رهبر را وادار به موضع گیری کنند آن حلقه چند نفره به دنبال راهی بودند تا در ابتدا چهره ای منتقد بگیرند و دوم پای شخصی را به میان بیاورند که با پذیرش نصایح اش دینی بر گردنش نهند و سوم تن به بازی بیهوده رد وزرا ندهند.اما آنشب حل این سوال باعث شد آن چهار وکیل تا سحری که منتظر قوت نانی بود بحث کنند و پای سفره دینداری دوباره مناقشه کنند.راستی چگونه باید این سه طرح را پیاده می کردند؟
آنها خوب می دانستند که به راحتی می توانند دستکم هشت وزیر را خانه نشین کنند اما هشت یا نه وزیر هم یعنی بیشتر از یک سوم کابینه دهم و برکناری یک سوم کابینه دهم بدین معنا بود که جامعه جهانی به رسمی ترن شکل بوی شکاف به مشامش برسد آنهم شکاف در گروهی که تا دیروز همه خودی بودند.آن حلقه آنشب دریافته بودند اگر سخنان تندی بر زبان جاری کنند واسطه های مختلفی به میدان خواهند ریخت تا مجلس و کابینه را آشتی دهند اما کار از واسطه گری و لابی های شبانه گذشته بود پس چه باید کرد؟سخن تند به زبان بیاوریم و بعد به وزرا رای اعتماد بدهیم؟این سوالی بود که آنشب همه با آن مواجه شدند تا اینکه یاد درسی از دروس علوم سیاسی خود افتادند به نام کنش های اولیه آری سخنان تند و صریح آنان رهبری را به صحنه خواهد کشید و این همان چیزی بود که آن چندنفر در پی اش بودند.چرا؟آنها می خواستند سخنان تندی بر زبان بیاورند تا بر طبل رسوایی کابینه بکوبند اما نمی خواستند عدد زیادی از وزرا را رد صلاحیت کنند و این حل می شد به این شرط که شخص متنفذی پا در میدان گذارد.
راستی چرا نمایندگان اصول گرا نمی خواستند وزرای زیادی را برکنار کنند؟ شکاف بعد از جدایی مردم از حاکمان اتفاق افتاده است و در بدنه قدرت نیز به کرات شاهد این شکاف هستیم آیا رخ دادن چندباره این شکاف آنهم در قوه مقننه نظام را مستقیم به سراشیبی سقوط نمی کشاند؟آیا دوباره رد صلاحیت هشت وزیر اخبار ایران را به صدر اخبار دنیا نمی برد؟بله اگر چنین کاری نمایندگان انجام می دادند دقیقا این دو مورد کلید می خورد مواردی که اصلا به نفع حاکمیت نبود و مجلس و اصولگرایان هم در پی این رخداد نبودند.
اما نکته مهم و ظریف داستان اینجاست آیا رد صلاحیت گسترده وزرا به نفع مجلس تمام می شد؟خیر حتی اگر دو مورد بالا را نادیده بگیریم باز هم مجلس بازی را می باخت چرا که احمدی را به موضع منتقد و حق به جانب می برد و در ثانی در دراز مدت این به نفع احمدی نژاد تمام می شد چرا که با سرپرستانی برای کابینه تا پایان مهلت معرفی وزیر، وزارتخانه را به میل خود اداره می کرد و وزرایی شبیه وزرای قبلی نیز معرفی می نمود و سرانجام این مجلس بود که با دو چالش روبرو می شد چالش اول حمایت رهبری و فشار رهبری بود که با موضع گیری منتقدانه احمدی نژاد اتفاق می افتاد و چالش دوم تایید وزرایی بود که از همان دست بودند و در ادامه بازی مجبور به تایید می شد.
پس مجلس شورا راه دیگری را برگزید مجلس به بازی عبث تن نداد نه اینکه برنده باشد اما این خیلی مهم است در بازی که سرنوشت برایتان خواب شکست دیده اول اینکه تن به بازی سرنوشت ندهید و دوم شخصی را به میدان بیاورید که با پادرمیانی اش بعدها دینی بر گردنش داشته باشید.این سرنوشت مجلسیست که قصد بازی سیاسی و چاره های بخردانه دارد و برای همین است که آرزو می کنیم ای کاش اصلاح طلبان ما بازی های سیاسی را می دانستند.
اما یک سوال دیگر هم پیش روست تا فرضیه نوشته شده را کمی قوام بخشیم، سوال اینست آیا نامه رهبر چون گذشته در دل اصول گرایان اعتبار داشته است؟حقیقت اینست که با یک پاسخ خیر مواجه می شویم چرا که تابوهای شکسته شده در انتخابات اخیر به همه سرایت کرد و مهمتر اینکه نیم بیشتر مجلس شورا آرا خویش را به کیسه موسوی ریخته اند و موضع گیری صریح و جانبدارانه رهبری _نه پدرانه_ صف اصول گرایی را روبروی رهبری قرار داده است.اما آیا به عنوان یک برانداز؟ابدا اصلا چنین گزینه ای در دل اصول گرایان مجلس وجود ندارد اما یک گزینه پررنگ است آنان جایگاهشان را از دست داده اند و پدر، پسر کوچک خویش یعنی محمود را در آغوش گرفته است پس اصولگرایان ناچارند پدر را بر پسر بشورانند اما خوب پدری که بین فرزندانش تبعیض قایل شود آن اعتبار دیروز را دیگر ندارد شاید فرزند اصول گرا هیچ وقت پدر را کنار نزند اما به زودی با بدست گرفتن اریکه قدرت سعی در محدود کردن پدر خواهد داشت.
این یک جنگ بقاست و اصول گرایان نمی خواهند به خرده نانی بسنده کنند پس می جنگند نه برای مردم بل برای خواسته خود و ما تماشاچیان این معرکه هستیم روزی به میدان می آییم و روزی دیگر در صف کوچ و خروج و سکوت، اشک می ریزیم.این تحلیل هیچ جا بیان نشده چه پذیرفتید و چه نه اما بدانید تحلیل آن چیزی نیست که همه راجع به آن اتفاق نظر دارند!! اما خوب گوش جان می دهم به هر نقدتان حتی با صریح ترین واژه ها………….
دستهبندیشده در: اصول گرایی و احمدی برچسبها: | نامه رهبر، شخص متنفذ
همیشه گفته اند و می گویند زندگی تجربه است و عبرت …اما کاش مرز تلخکامی از دست دادن فرصت ها را نیز مشخص می کردند …همین من, روزمرگی ام پر شده از افسوس که هرچه تاریخ از دوران هشت ساله ی اصلاحات در سطر سطر دفتر خود نگاشته چیزی نبوده جز ضعف مدیریتی, یک روحیه ی قاطع لازم در راس دولت برای ایستادگی در برابر خواست سنت گرایان دوستدار قدرت…گویا هنوز هم از خواب غفلت بیدار نشدند شاید هم هنوز گیجی ضریه ی کاری رقیب را دفع نکردند که باز اصرار می ورزند بر همان اهرم و مکانیسم لازم برای پیشبرد اصلاحات!!!!!!!!هنوز هم اصرار دارند تکرار کنند شبانه روز که مشکل عدم اجرای قانون است…کدام قانون؟قانونی که در اصل چهارم خود قاطعانه اذعان کرده تشخیص فقیهان شورای نگهبان می تواند تماما سایه افکند بر پیکره ی قانون اساسی ما…( اصل چهارم قانون اساسی:کلیه ی قوانین و مقررات مدنی,جزایی,مالی,اقتصادی,اداری,فرهنگی,نظامی,سیاسی و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد.این اصل بر اطلاق یا عموم همه ی اصول قانون اساسی و قوانین ومقررات حاکم است و تشخیص این امر بر عهده ی فقهای شورای نگهبان است)
امیدوارم به عمق فاجعه پی برده باشید که همین اصل هر پنجره ی اعتراضی را به راحتی می تواند همچنان بسته نگه داردهمین اصلی که شورای نگهبان به مدد آن یعنی تفسیر دینی از قانون توانسته به سود گروه خود اصلاح طلبان را حذف کنند ..تنها جسارت اصلاح طلبان کافی بود برای القای این تغییر…اصلاح طلبانی که حمایت میلیونی مردم را بدرقه راه خود داشتند…باید از مردمی که به آنان رای دادند می خواستند که با تشکیل و عضویت در نهاد مدنی دفاع از حق خود را بر عهده گیرند و خواستار تعدیل و تغییر قانون اساسی شوند….هرچند که تنها طرح این موضوع از دید خاتمی خیانت بود !!!!
بی خود نبود که همان اندک عهد شیخ برای تغییر خیلی ها را به خود جذب کرد از جمله مرا …اما افسوس که عملکرد سید حتی کوچه باریکه ای برای به دست گرفتن قدرت برای شیخ ما باقی نگذاشت…
با این حال نمی دانم با این شرایط که امیدی نیست به بازگشت اصلاحات چه باید کرد …امیدوارم نگویید دعا…که دعا را خاص عرب می دانم نه عجم…همان امید به شما نخبگان آینده بهتر است
پ.ن:لذت بردم از باریک بینی و نگاه دقیقت رضای عزیز…
بله الناز عزیز خاتمی پدر اصلاحات است اما ریشه اش را هم درآورد……………
و من داغدارم مثل تو …..و سیداصلاحات خوش به حالش که نامش در تاریخ ثبت می شود….
بگذار ثبت شود پای این تاریخی که همه جایش لنگیده است خوش باشد نام سید اصلاحات.
قرار بود بزرگی کند و مثل پدر خوانده ها آندور بیاستد و وزیر و وکیل بیاورد و ببرد اما دیدی چه کرد در موقع تبلیغ برای موسوی؟
داغم را تازه کردی ……..تازه………
تحلیل جالبی بود. هرچند من کلاً در این مورد هیچ اظهار نظری نمیکنم. چون دولتی وجود نداره که بخواد کابینه ای داشته باشه. بر اساس قانون اساسی دولت با رأی مردم انتخاب میشه و چون این اتفاق نیفتاده، پس دولتی وجود نداره.
تحلیل جالبی است این نوع تحلیل می تونه راه گشا باشه و برای خود شما قلم مناسبتری با توجه به نوع نگارشتان
تحلیل خوشمزه یی بود که من هم تا حدود خیلی خیلی زیادی با اون موافقم (%99). مجلس با این کارش شمشیر رو از رو بست . هم در ابتدای جلسه ی بعدازظهر چهارشنبه که نظر آیت الله علی خامنه یی خونده شد در پایان نظر آقای خامنه ایی رو تامین کرد و هم بهانه رو از احمدی نژاد گرفت . در هر صورت یا این افراد توسط خود احمدی نژاد برکنار میشن یا کارشون به استیضاح می کشه .برای همین مجلس زیاد پافشاری نکرد چون در اصل ماجرا توفیری نمی کرد. رای لب مرزی که نماینده ها به 5-6 تا از کاندیداهای وزارتخانه ها دادند هم نشان از این بود که اگر توصیه ها نبود امکان رای نیاوردن کاندیداها بود اگه به آرای مخالف و مخافق !!(ممتنع سابق) نگاه کنید متوجه این مطلب میشید.
آفرین به نکته خوبی اشاره کردی لب مرز بودن شش نفر یک پیام صریح برای ما دارد که اعتبار رهبر در مجلس دچار تردید شده است و این خود اصول گراها بودند که ترجیح دادند چند نفر را در مرز نگه دارند چون اتحاد اصلاح طلبی با اصولگرایان منتقد در مجلس تقریبا در حال پولادین شدن است و این همان دینیست که برای رهبری خط و نشان می کشد….
سلام.از نگرانی تون واز حضور سبزتون و از نوشته زیباتون و…خلاصه از بابت همه چیز ممنون.
حرفتون را در مورد باهنری که میگوید بیشتر خاکستری است تا مخالف قبول دارم و یا کمی هم شاید در مورد لاریجانی قبول دارم ولی در مورد مطهری و توکلی نه !
وقتی مطهری میگوید :»این سخن پخش شده که رهبری خواسته از نمایندگان که کنار بیایند و سختی نشان ندهند این حرف با نفس مجلس منافات دارد» این نشان میدهد که نماینده ی مجلس باید کار خودش را بکند نه اینکه چون فلانی گفته و…و یا وقتی توکلی میگوید» دانشجو چون نمکی است بر زخم دانشجو»(نقل به مضمون ) آن وقت است که من باور میکنم نمایندگی اصولی دارد که بقیه ی مزدوران و آلت دستان رعایتش نمیکنند .
در عین حال وقتی باهنر میگوید اگر توصیه ی رهبری نبود 8تا نماینده رای نمی آورد درواقع بیشتر نشان از دخالت دارد دخالت یک کسی که میخواهد در همه ی عرصه ها عرض اندام کند نه اینکه صرفا بزرگی کند
در هر صورت نوع نگاهتان تحسین برانگیز است.
سارای عزیز من هم مانند شما می گویم هرچهار نفر نام برده دشمن خونی احمدی نژاد هستند حتی باهنر و شک هم ندارم حتی ذره ای……..اما در ادامه به این موضوع پرداختم که با تمام بازی های کلامیشان قصد نداشتند وزرا را رد کنند و کلام رهبر بهانه ای شد تا به بهانه رهبری کوتاه بیایند اما اصلی ترین موضوعی که در متن با آن درگیر هستیم این پرسش است»آیا رد وزرا برای این چهار نفر سودی داشت؟» و من با توجه به یک نگرش مشخص به این نتیجه می رسم خیر هیچ سودی نداشت و تنها وانمود کردند که می خواهند وزیر را رد کنند و چون این بازی را خیلی قشنگ چه در سطح کلامی و چه در سطح اجرایی انجام دادند ما فکر کردیم اینان قصد رد همان هشت نفر را داشتند……
با این حال نتیجه من اینست که این روند می تواند احمدی نژاد را شکست دهد چون در همین اول با این بازی قشنگ همه راضی شده اند.قبول دارید رد وزرا سودی نداشت و قبول داریدکه می دانستند رهبر به وسط بازی می آید؟
در کل شاید رد وزرا سودی نداشته باشد چون احمدی نژاد معطل میکند و بعد سرپرست و بعد کسی مثل اینها ولی به نظرم مهم است حتی برای آنها که وزیر علوم دانشجو باشد یا نباشد و به نظرم احمدی نژاد خودش هم فکر نمیکرد اینها رای بیاورند همان که آندفعه گفتم سنگ مفت و…
ومن واقعا تصور نیمکنم این صرفا یک بازی کلامی باشد که مطهری راه انداخته باشد
من اینها را به باهوشی شما نمیبینم که بخواهند واقعا این طور عمل کنند ناآگاهانه این چنین شده ….
مطمین باش از من باهوش ترند……ولی دارم از خنده می میرم…………
در حال حاضر تصور کنیم مجلس رای اعتماد نمیداد خب در نظر مردم کمی قدرتمند تر جلوه میکرد کمی مستقل واقعا این چیز بد ویا کمی است ؟ خیر .قبلا هم سابقه داشته که رهبری گفته با دولت همکاری کند و…
ومن فکر میکنم باهنر حرفش بیشتر این معنا را میدهد که ما بیقدرت هستیم نه اینکه منتی بنهد بر رهبری که ما حرفهایش را گوش داده ایم
من فکر میکنم اینها واقعا دور خوردند ژنرالی درکار نیست تصمیم گیرنده کسی دیگر است با نمایندگانی که دوز ولایت مداری زیادی دارند
همین
خنده اش کجاست؟
این پله های یک بازیست و مرحله به مرحله باید جلو رفت و اگر رای اعتماد نمی دادند طور دیگری بازی را می باختند شاید در ابتدا همه می گفتند مجلس مقتدر اما در چند ماه بعد به خواست های احمدی آنهم در سطح پایین تر تن می داد.
نگاه کنید اگر شما این فرض را قبول داشته باشید که احمدی نژاد راهش از اصول گرایی جداست باید قبول کنید اصول گراها قصد بقا دارند و به خاطر رهبر تن به شکست نمی دهند به سخن رهبر گوش می دهند منتها وقتی پای منفعشان و قدرتشان مابین باشد.حالا اگر رهبر این بازی را بخواهد به نفع احمدی ادامه دهد دیگر کلام رهبر بیش از گذشته خدشه دار خواهد شد.چرا؟
چراکه در ساختار سیاسی شاهد حذف خود خواهند بود و احمدی نزاد نشان داده به حذف ساده قانع نیست حتی اگر رقیب دوست دیروزش باشد.به نظر من اصول گراها هرچقدر سطحی هم فکر کنند این را می دانند.
و اما خنده برای این بود که آنان را کم خرد می دانی….
ما تماشاچیانی هستیم
که پشت درهای بسته مانده ایم !
دیر آمدیم !
خیلی دیر …..
پس به ناچار
حدس می زنیم
شرط می بندیم
شک می کنیم ….
و آن سوتر
در صحنه
بازی به گونه یی دیگر در جریان است !
_______________________________________
تحلیل های بسیار جالبی داشته که از نگاه دقیقتون
سرچشمه میگیره
با این حرفتون واقعا موافقم …. که گفتید بلد نبودن بازی سیاست از سوی اصلاح طلبان
که یه فرصت سوزی بود
به هر حال موفق باشید
بله دیر آمدیم
و کسانی را به معرکه فرستادیم
که بی فکران تاریخند
ولنگار سیاسی نام مناسبیست برایشان.
با این حال ممنون مهدی عزیز………
حکومت به دست و پا افتاده است تا به هر صورتی که هست از دولت کودتا حمایت کند و خودشو نجات بده وحتی بتونه خودشو حفظ کنه و برای این کار دست به اعمال مختلفی می زنه از دستور رهبر برای جمع آوری رای برای وزارت خانه چی ها تا بازداشت پسر دکتر بهشتی تا لغو مراسمات مختلف مذهبی تا کشتار در بازداشتگاه ها تا زیر پا گذاشتن اخلاق – زیر پا گذاشتن دین و له کردن آبروی افراد چون می دونه که اگه عمرش تموم شه اون وقت ….
سلام و درود
نامه ی سروش را خواندی
واقعا لذت بردم
چقدر خوبه که هستی … منم مدتهاست از سرویس فرهنگی حالم بهم می خوره دغدغه من اجتماعی بوده و هست اما خب …
سلام
اگر امکان داره یک تحلیل در مورد عواقب حذف اصلاح طلبها برای نظام بنویسید . به نظرت نظام از نظر سیاست داخلی دچار فرو پاشی نمیشه ؟ با توجه به اینکه خیل عظیمی از پشتوانه ی اجتماعی و سیاسی خودش رو در داخل و در خارج از کشور و در سطح بین المللی از دست داده . من فکر میکنم نظام تدریجا بدون وارد اوردن فشار خاصی سقوط میکنه این وسط حرکتهای اعتراضی مردم و فشارهای بینالمللی هم روند رو سرعت میبخشند