حسن خمینی به جنبش پیوست،سلام حسن خمینی!

سلام حسن خمینی ما خیلی پیشتر منتظرت بودیم همان موقع که سینه ندا شکافته شد و لبخند مردم در صورتشان خشکید.سلام حسن خمینی دیر آمدی اما خوش آمدی چون هنوز آنقدر دیر نشده که دست رد به سینه ات نهیم راستش را بخواهی شاید هم وقت خوبی را انتخاب کرده ای وقتی که هر رهبری در بند است، که بهتر از حسن خمینی مردی که پیشتر ثابت کرده بود با نااهلان نیست مردی که احمدی نژاد کینه ای دیرینه از او دارد و حالا که مشخص شده پشتیبانان محمود که بودند باید فهمید حکومت چه دل خونی از خمینی دارد…. 

بازمانده خمینی ها! روزی جدتان گفته بود این مردمانند که می توانند به حاکمان خود نه بگویند. شما را که قبلا دیده بودیم که به حکومت نه گفته بودید انتقام خون پدر را نیز بر آن می افزاییم.خمینی بزرگ آمد که انقلاب را به دموکراسی خواهان واگذار کند اما از دل انقلابی که برای دموکراسی بود دیکتاتور سر برآورد امروز هر شعار این جنبش دموکراسی خواهیست و عبور از دین سیاسی و ما هم می دانیم که شما می دانید. 

اضافه شدن حسن خمینی به جنبش بر وزن این جنبش خواهد افزود علاوه بر آن بر جسارت روحانیتی که تاکنون سکوت کرده بود خواهد افزود روحانیت که به میدان بیاید دولت خود را رودر روی دین خواهد دید دولت خود را روبروی یک مشروعیت دینی خواهد دید و این عاملی خواهد بود که اگر دوباره قصد پس کشیدن نداشته باشد در بین خیلی از مراجع مشروعیت دینی خود را نیز از دست دهد چه حسن خمینی وجهه زیادی هم در میان مراجع نجف دارد و همانگونه که همه می دانیم ریختن خون مسلمان حد و مرز ندارد. 

این روزها که هاشمی کاملا خاموش است و نشانی از یک حرکت علنی نیست جنبش نیاز به شخصی دارد که علاوه بر داشتن مقبولیت عام در بین قشر قدرتمندی نیز صاحب نفوذ باشد و شاید حسن خمینی همان شخص باشد چه آنان که انقلابشان تنها به صداقتشان بسته بود امروز هنوز پای خمینی ها جان می دهند.پس شخصی به میدان آمده که از دو جناح دارای مقبولیت و نفوذ است.روزهای آینده روزهای سختیست روزهایی که شورای نگهبان باید منتظر دستور جدیدی باشد.آخر این قدرت جدید قابل انکار نیست قدرتی که هنوز در دل مردم ،روحانیت، سپاه،بسیج و ارتش جایگاهی درخور دارد.آیا حکومت خواهد دید؟ 

روزی گفته بودم هر کسی باری از این جنبش یا اپوزیسیون جدید را بر دوش می کشد  و هرچه بیشتر به وزن جنبش افزوده شود حس تنهایی کمتر خواهد شد حسن خمینی خیلی وزن دارد حسن خمینی تاریخ را خوب خوانده است او خاطرخواه هفته نامه شهروند بود اطرافیان او بسیار روشن و مدرن می باشند او حلقه ای دیگر بود تا زنجیر جنبش دیگر هیچگاه پاره نشود.آیا می شود؟

منبع اصلی خبر(نوه خمینی به اپوزیسیون پیوست)

یک پاسخ

  1. فاتحه انقلاب
    فاتحه برخوان برای انقلاب
    انقلاب دین ما شد چون کباب
    باند قدرت خواه در کامش برَد
    هرمدافع را به دندان بردرد
    مجتبی فرزند رهبر شد ولی
    دین حق در دست اوشد ارذلی
    وضع جوری شد زدست حاکمان
    هرکه شد حامی زدندش از میان
    ابتدا راندند آن شیخ فقیه
    تهمتی براو، که تو گشتی سفیه
    یادشان رفت او یگانه مرد بود
    در دفاعش از خمینی دل ربود
    از خمینی او دفاعش تک سوار
    لیک کوبیدند و کردندش حصار
    سالیانی انقلاب بی نظیر
    دست تک دستی بگردید او اسیر
    ظلم او پنهان به انبازان خود
    قتل زنجیری زجلادان خود
    از زمان پیر ما شد کار او
    آیت بیچاره از او گفت وگو
    از بهشتی نام نیکی برد او
    سِد علی را گفت بی عرضه ست او
    زین جهت قتلش بشد واجب چنان
    خون او برسنگفرش و جو روان
    گشت این زنجیریان دور و دراز
    احمد بیچاره قتلش شد مجاز
    دیگران نوبت به نوبت کشته ها
    تا فروهرها شدند از کشته ها
    گشت برنامه چنان در پیش رو
    تا نباشد یک مخالف پیش رو
    هاشمی هم نوبت قتلش رسید
    قتل شخصیت برایش شد پدید
    از ردیف پول ومکنت شد سخن
    جمله فرزندان او تهمت به تن
    ناطق نوری سرش برزیر تیغ
    آفتاب عزتتش شد زیر میغ
    یاوران آن خمینی هرکدام
    باید از میدان به در گردند و نام
    تا رسد بر مجتبایش پول نفت
    تیغ جلادان خرد از پول نفت
    برکند تیغ از نیام دشمنی
    تا رسد بر قدرت این رهبری
    در حقیقت دین شود یک ملعبه
    مثل شه دایم کشد او عربده
    پشت صحنه مجتبی رهبر بود
    روی صحنه سِد علی سرور بود
    دین ومردم شد اسیر یک هوس
    رأی سید موسوی شد درقفس
    آخرین مقتول از زنجیریان
    عسگری باشد که لو داد رأی مان
    رأی مردم گشت در صندوق عوض
    سارقان چاقو به دست و با غرض
    مردم بیچاره را تا مرز کُشت
    با لگد بر مردمان کوبند ومُشت
    تیر بر اندام مردم می زنند
    شیشه بر ماشین مردم بشکنند
    مسجد مردم به آتش برکشَند
    حمله بر دانشگه و دانش برند
    دختر و پیره زن و طفل صغیر
    نوجوانان و جوانان دستگیر
    باتُن این قلدران بر سینه سر
    کشته ها از دختران و هم پسر
    این یزیدان حمله بر مردم برند
    آن طرف خود را حسینی هم نهند!
    ظالمانه حمله برمردم برند
    لیک پندارند: این مردم خرند
    گفته های این شه عمامه سر
    مثل شاه پهلوی و هم قجر
    هردو روی سکه ای بی ارزشند
    گور خود را با ستم ها برکنند
    بیست و دو از بهمن پنجاه وهفت
    یادشان رفته که آن جلاد رفت
    سد علی یک دست در ظاهر بود
    او هزاران دست از ساحر بود
    او ندارد از ولایت بهره ای
    از بلاهت یکه تاز عرصه ای
    4/4/1388

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.