گلیشفته فراهانی لخت شده است، معلوم است که هرشخصی این حق را دارد که بر بدن خود کنترل داشته باشد اما آیا واقعا گلشیفته عریان شده است؟ آیا گلشیفته در کنار آن چشمان خمار، تن زیبا را نیز عیان کرده است؟
خوش خیالی چرا؟ ما سالهاست که دیگر بر بدن خود کنترل نداریم. صبح که از خواب بیدار می شوید اگر در تهران باشید تقریبا “سیصد و سی روز” از سال را یک رفتار مشخص دارید، مسیرتان مشخص است، در خانه هفتاد متری تان هیچ قدرت مانوری ندارید و وقتی وارد اتوبوس می شوید یک رفتار مشخص را هر روز تکرار می کنید. حتی در مترو که مرد و زن حق دارند با هم در یک کوپه باشند باز زن ها و مردها گفتمان حاکمیت را تکرار می کنند و جدا می شوند اما از آن جلوتر برویم، از لحظه ورود به مترو تا لحظه خروج با یک مشت آدم طرف هستیم که یک رفتار مشخص را تکرار می کنند و هیچ کنترلی بر بدن خود ندارند.کدام بدن، کدام کنترل؟
اضافه وزن دارید؟رژیم گرفتن اثری نداشته؟خوب معلوم است که نباید اثری داشته باشد چون جامعه عادات غذایی شما را تغییر داده است، جهانی که در آن زندگی میکنید متراژ خانه شما را هم تعیین کرده و برنامه غذایی شما را مشخص کرده است شما هم با انتخاب بین چند نوع غذا فکر میکنید آزادی عمل دارید، یکبار نگاه کنید بین فامیل هایتان ببینید چقدر غذاهایتان شبیه به یکدیگر است؟ نگاه کنید بدن های شما حتی غذاییش را هم از پیش تعیین کرده اند.چه بدنی، چه انتخابی؟
منتها ما دو نوع برخورد داریم: یکی در ایران است که از خشونت عریان استفاده میکند و مستقیم میزند کسی که لخت شده را می کشد و یکی هم غرب است(با تمام تکثرش) آنجا هم با یک مشت آدم سروکار دارید که در عین اینکه فکر میکنند بر بدن خود کنترل دارند حتی در دستشویی هایشان هم دوربین مخفی هست و اگر هم نباشد چنان تن به جامعه انضباطی داده اند که نه میدانند خواهش بدن آنان برای پوشش چیست نه عدم آن. یک مشت سوژه که با اینکه فکر میکنند اختیار دارند اما هیچ اختیاری از خود ندارند.در فرانسه برخورد با حجاب چگونه است؟گفتمان غالب آنقدر برای آنان طرز پوشش شان را طبیعی جلوه داده که فکر میکنند حجاب یعنی تروریسم، یعنی قاتل!
شنیده اید لابد که گفته اند: «آزادی ابزار سلطه می شود و سلطه پنهان می گردد.» این اتفاق در غرب افتاده است هنر به صورت صنعت درآمده؛ صنعت مد و حالا تحت صنعت مد مسابقاتی برگزار می شود که یکی “ملکه زیبایی” می شود و حتی باید سایز پستانش را هم بگیرند و آن مدل خشگل دلربا می شود “الگو”. پس در غرب آزادی بدن مفهومی دارد؟خوش خیالی نیست؟ برای میل جنسی شما هم تعیین تکلیف میکنند: از این قرص اگر بخوری تمام مشکل ها و بدبختی هایت تمام می شود حتی به رابطه جنسی شما هم وارد می شوند(در ایران هم شروع شده). نه در غرب نه در ایران خیلی باید شانس بیاورید که بتوانید لباسی خارج از “مد روز” یا “عرف جامعه” را پیدا کنید حتی کنترل لباس خود را هم نداریم.همه چیز شبیه هم شده است دقت کرده اید اگر کسی لباس های رنگاوارنگ بپشود در ایران به او “خز” می گویند؟ این یعنی چنان لباس پوشیدن به سبک معمول برای شما طبیعی شده که اگر کسی طور دیگری لباس بپوشد برای شما باور کردنی نیست.چه بدنی، چه آزادی در انتخاب؟
خیالتان را راحت کنم گلشیفته فراهانی لخت نشده است مخصوصا اینکه آن لخت شدن از صنف بازیگرها هم باشد، هنوز مانده تا کسی از ما لخت بشود.هنوز مانده تا کسی عادات رایجی که جامعه بر ما تحمیل میکند را کنار بگذارد ما سالهاست که کنترلی بر بدن های خود نداریم.همان دینی که میگوید خدا از رگ گردن به شما نزدیکتر است می آید برای نماز خواندن قانون تعریف میکند و رفتار شما را منضبط می کند خدایی که در خون ماست چه نیاز به انضباط دارد؟ در واقع جامعه مدنی، “جامعه انضباطی” را از گفتمان دینی دزدید و یاد گرفت چگونه بدن ها را کنترل کند.بله گلشیفته لخت نشده است چون دیگر بدنی وجود ندارد که اختیارش دست ما باشد اختیار بدن های ما از پوشش تا خورد و خوراک و سایز پستان هایمان تحت تاثیر گفتمان غالب است.من که میگویم گلشیفته هنوز لباس بر تن دارد آنهم لباسی به بلندای گفتمان غالب!
دستهبندیشده در: دستاورد | برچسبها: فراهانی، لخت، گلشیفته، عریان | 15 دیدگاه »